جورجیا اوکلیف

جورجا اوکیف: تولد نقاشی آبستره در میان گل‌ها

تولد نقاشی آبستره در میان گل ها

جورجا اوکیف نقاش آمریکایی در سال 1887 در ایالت ویسکونسین متولد شد اما مکان تولد او در میان تمام شهرهایی که در آن‌ها زندگی کرده است اهمیت کمتری دارد. اوکیف نمونه بارز هنرمندی است که بیشتر عمرش در سفر از ایالتی به ایالت دیگر و از کشوری به کشور دیگر گذشت و هر کدام ازاین مکان ها تأثیر بسزایی در تکامل و شکل‌گیری هنر این نقاش داشته‌اند. به شکلی که پس از هر بار جابجایی، سبک او به کلی تغییر می‌کرد و نمایش تازه‌ای به خود می گرفت. هر چند موضوع ثابت جورجا در تمام عمرش گل‌ها باقی ماندند.

جورجیا اوکیف سیر تکامل هنر خود را در شیکاگو و سپس نیویورک آغاز نمود و در نیومکزیکو به پایان رساند. هر کدام ازین شهر ها قسمتی از سبک نقاشی اوکیف و به موازات آن سیر پیدایش آبستره آغازین در آمریکا را می سازند.

گل های آغازین

هر چند نقاشی آبستره یا مفهومی در اروپا تاریخچه پیدایش و روند تکامل متفاوتی دارد، به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران، این سبک در آمریکا توسط جورجا اوکیف و با نمایش موضوع منحصر به فرد او یعنی گل‌ها به وجود آمد. گل‌های اوکیف از شکل نمایشی سبک های سنتی فاصله گرفته بودند و اغراق و مفهوم گرایی در آن‌ها به چشم می خورد.  این گل‌ها در طول زمان و با تکامل تکنیکی اوکیف به شکل‌های متفاوتی در آمدند و آبستره را تکامل بخشیدند. در جایی اوکیف در مورد انتخاب گل به عنوان موضوع اصلی خود می‌گوید من در‌واقع به گل‌ها علاقه‌ای ندارم. آن‌ها را می‌کشم چون مدل رایگان هستند و تکان نمی خورند.

در ابتدا گل ها را بصورت تکی ولی کامل به شکل انتزاعی نقاشی می کرد و گاهی ترکیب واضحی از دو یا چند گل 

اما در اوج شکوفایی آثار اوکیف است که سطح و رنگ آبستره را به نقاشی آمریکایی معرفی می کند. کلوز آپ و به تصویر کشیدن از نمای بسیار نزدیک از سطح گلبرگ ها ویژگی اصلی نقاشی های او به‌خصوص تا قبل از سفر به نیویورک را تشکیل می دهند. سطح اصلی‌ترین عنصر استفاده شده در نقاشی هایش است و در این سطح او با انتزاع حرکت، موج، سکون یا تقارن مفاهیم را انتقال می دهند.

شکوفایی و مفهوم در گل برگ ها

به اعتقاد بسیاری گل‌های کشیده شده توسط جورجا اوکیف تداعی گر حالت زنانه هستند و درون مایه جنسی دارند. این در حالی است که بسیاری در ترکیب رنگ‌ها به موسیقی نهفه ای اشاره می کنند.

نیویورک، ساختمان‌ها و بقیه گل‌ها

سفر به نیویورک از مهم‌ترین اتفاقات تأثیر گذار بر سبک اوکیف است. در آن دوران نیویورک مهد معماری و شهر آسمان خراش های مکعبی شکل بود. اوکیف که گویا مدل مجانی تر و بی حرکت تر پیدا کرده بود شروع به نقاشی کردن این برج ها نمود.

نقاشی های کشیده شده از ساختمان‌های نیویورک قسمت مهمی از آرشیو نقاشی های او را تشکیل می‌دهند اما مهم‌تر از آن تأثیر ساختمان‌ها بر نمایش گل هاست. اوکیف پس از کشیدن ساختمان‌ها به گل‌ها بازگشت اما دیگر آن‌ها را شبیه یک ساختمان به تصویر می کشید.

حالا دیگر نقاشی او نه فقط آبستره بلکه آبستره فیگوراتیو شده بودند. درست همانند اسکچ های معماری برج ها، تأکید بر قد و بلندی موضوع بر نمایش هر چیز دیگر اولویت داشت.بزرگ نمایی سطوح گلبرگ ها جای خود را به نمایش قامت گل به همراه بلندی ساقه ها داده بود.

مارک روتکو، هیچ چیز به پای یک نقاشی خوب از هیچ نمی رسد.

هیچ چیز به پای یک نقاشی خوب از هیچ نمی رسد.

سطوح نقاشی های من وسیع و در همه جهت در حال یورش به بیرون هستند و یا آن سطح ها درحال انقباض و هجوم به درونند. میان این دو قطب هرآن چیزی که من می خواهم بگویم، گنجانده شده است.   مارک روتکو

مارک روتکو به دنبال ایجاد آثاری بوده است که مردم را به گریه بندازد. او می گوید:

من فقط به ابراز احساسات اولیه ی انسانی علاقه مندم…تراژدی، خلسه، محکوم بودن و غیره. و این حقیقت که بسیاری از مردم در هنگام مواجه شدن با نقاشی های من از خود بی خود می شوند و به گریه می افتند گویای این است که توانسته ام این احساسات پایه ی انسانی را به اشتراک بگذارم…اگر شما..تنها تحت تاثیر نحوه ی ارتباط رنگ ها قرار گرفته اید باید بگویم که متوجه منظور اثر نشده اید.

همچون دیگر نقاشان مکتب مدرن نیویورک، روتکو در کارهایش به کاوش به درون خود و شرایط انسانی می پرداخت. برای او هنر، یک شکل بی نظیر از برقراری ارتباط بود و خلق اثر هنری یک حرکت اخلاقی.

مارک روتکو در سال 1903 در لاتینا (کشوری در اروپا) متولد شد و ده سال بعد همراه با خانواده اش به آمریکا مهاجرت کرد. در هجده سالگی وارد دانشگاه شد و دوسال بعد انصراف داد. مانند بسیاری از هم دوره ای های خود برای ادامه ی زندگی به نیویورک رفت و در سال 1925 در مدرسه ی دیزاین پارسون مشغول به تحصیل زیر نظر اساتیدی همچون آرشیل گورکی شد که تاثیر بسیاری بر کارهای او و بسیاری دیگر از نقاشان آبستره داشت. این استاد و شاگرد علاقه ی مشترکی به سورئالیسم اروپایی داشتند همانگونه  که در فرم های بیومورفیک (به گونه ای برگرفته از طبیعیت) که باعث مطرح شدن آثارشان اوایل دهه 1940 شده بود، مشهود است. برای روتکو در نهایت این فرم ها منجر به ایجاد سطوح رنگ جاری بر زمینه ی رنگی شدند که مشخصه ی شناخته شده ی کار این هنرمند بود.

روتکو ابتدا در سال 1947، استراتژی ترکیب بندی های خود را بنا نهاد که توسط منتقدین هنری مطرح آن زمان با عنوان “کشیدن زمین های رنگی” توصیف می شد و با خصوصیاتی چون فضاهای بی نهایت باز و استفاده ی بیش از اندازه از رنگ، شاخص بود. آثار مارک روتکو توسط رئیس سابق موزه هنرهای معاصر نیویورک اینگونه توصیف شده بود:

به نظر می رسد مستطیل های رنگی آثار روتکو به نور خالص تغییر هویت می دهند…

روتکو در ادامه ی فعالیت های هنری اش به کنکاش در امکانات بی حد و مرز ترکیب مستطیل های رنگی در ابعاد و رنگ های مختلف به روی بوم پرداخت.

شماره ی 5/ شماره ی 24 (No. 5/No. 24)

این نقاشی که در ابعاد 86.1 در 127.6 سانتی متر خلق شده است مرز میان سبک سابق سورئال روتکو و ترکیب بندی های آبستره از بلاک های رنگ جاری  بر سطوح رنگی بوم است که مشخصه ی آثار او تا پایان زندگی اش شد. این سری از آثار او به عنوان مولتی فورم یا چندشکلی شناخته می شود که ترکیب آزادانه ای از قسمت های رنگی است که ساختار نقاشی را شکل می دهند.

در اینجا مارک روتکو کشیدن فرم های شبیه به بدن انسان و اشکالی طبیعی را رها کرده  و به دنبال برجسته سازی رنگ ها و فضاهای تصویری در نقاشی است. هنرمند در این اثر از قلموهای ریز استفاده کرده تا لبه های فرم ها را پخش کند تا آن ها را با فرم های اطرافشان و همچنین با زمینه ای که در آن قرار گرفته اند پیوند دهد.

با ایجاد تنوع در سایز، رنگ و شکل و شفافیت فرم های روتکو در این کار ایجاد نوعی پیچیدگی تصویری کرده است.

شماره ی 3/ شماره ی 13 (No. 3/No. 13)

در این نقاشی که دارای ابعاد 216.5 در 164.8 سانتی متر است، استراتژی مخصوص ترکیب بندی های روتکو که تا پایان فعالیت هنری اش ادامه یافت کاملا بنا نهاده شده است. در حالی که فرم ها در سری نقاشی های مولتی فرم روتکو از نظر شکل و اندازه متنوع اند و خصوصیات ناثابتی را به نمایش می گذارند، کارهای همزمان با این اثر دارای تقارن و مستطیل های آزادانه ای در فضای خالی تصویر هستند. در اینجا، روتکو آغاز به استفاده از بوم های بزرگتر کرده و شدت خلوص رنگ را نیز در کارش افزایش داده است و اصطلاح نقاشی زمین های رنگی کاملا محقق شده است. روتکو به طرز ماهرانه ای لایه های رقیق شده ی شفاف رنگ و روغن را به روی لایه های کدرتر و مات زیرین قرار داده است. نازک بودن این رنگ گذاری بسیار حساب شده است تا جایی که پوشش اصلی سطح در سراسر کار قابل روئیت باقی مانده است و به تمامی ترکیب های پیچیده ی رنگی داخل اثر امکان دیده شدن می دهد. این تکنیک منجر به ایجاد کمپوزیسونی شده است که با حرکات ملایم، مستطیل های به ظاهر بیرون زده و یا عقب نشسته ی رنگی مختلف وسطوح درخشان، نمایان است.

شماره ی 16 (قرمز، قهوه ای و سیاه) (No. 16 (Red, Brown, and Black))

به عنوان یک رنگ پرداز برجسته، مارک روتکو با طیف وسیعی از رنگ ها از تیره گرفته تا روشن در سراسر حرفه ی هنری خود کار کرده است. در این اثر با نام شماره ی 16 (قرمز، قهوه ای و سیاه) و ابعاد270.80 در 297.80 سانتی متر، روتکو با استفاده از درجه های سایه و شب مانند رنگ های بنفش و خرمایی و قهوه ای به گونه ای ایجاد عمق فضایی کرده است. هنرمند در پی آن است که بیننده ای که مقابل اثرش ایستاده است را در سکوت و تعقل فرو برد. در ابتدا، سنگینی و درخشش و بازتابی از تنوع استادانه ی عناصر نقاشی رسمی همچون رنگ، ترکیب بندی، فضای تصویری، سطوح و رد قلمو، برای ببیننده نمایان می شود. در این اثر او به میزان زیادی از تربانتین برای ایجاد سطوح مات و مبهم استفاده کرده است. روتکو برای لطیف کردن هندسه ی موجود در این اثر و دیگر آثارش از نوع نقاشی زمین های رنگی از یک قلموی کوچک و یا کهنه ای آغشته به تربانتین، برای محو کردن گوشه ها و لبه های اشکال مستطیلی استفاده می کرده است. این کاهش قاطعیت خطوط باعث برجسته شدن جلوه های ادراکی رنگ و ایجاد توهم عمق در سطح دوبعدی تصویر می شود.

قرمز به روی خرمایی (Red on Maroon)

همراه با افزایش شهرت و پیشرفت های مالی، روتکو آزادی عمل خود را در خطر می دید. او میان احساس بیگانگی با موفقیت های تجاری و احساس راحتی و لذت همراه با زندگی لاکچری که این موفقیت ها برای او به همراه آورده بود، از جهت فکری در حال از هم گسیختن بود. در سال 1958 او انجام یک کار سفارشی را پذیرفت. نقاشی های رستوران چهار فصل که یک مکان بسیار اشرافی و رده بالا بود و در سال 1959 در نیویورک افتتاح شد. از او هنگامی که به روی سفارش کار می کرد نقل است که:

امیدوارم نقاشی هایم اشتهای هر لعنتی ای که در اینجا غذا می خورد را کور کند!

این صحبت احتمالا تلاشی بوده برای متقاعد کردن دیگران و خودش به این حقیقت که هرچند او این سفارش را پذیرفته ولی او و هنرش فروخته نشده است. روتکو در نهایت 30 اثر قرمز تیره، مشکی و خرمایی برای این سفارش به پایان رسانید که هیچ کدام هرگز وارد رستوران نشدند از آنجایی که روتکو با اضراب شدید بازگشت و تمامی کارهای خود را پس گرفت و قرارداد را کنسل کرد.

از سال 1968 به دلیل شرایط روحی و عادات بد زندگی، وضعیت سلامتی روتکو رو به وخامت گذاشت. پس از آن روتکو مقیاس کارهای خود را تغییر داد و از رنگ و روغن به استفاده از اکرلیک روی آورد تا از میزان خطری که متریال رنگ و روغن برای سلامت او به همراه داشت بکاهد. در سال 1970 روتکو پس از دوره ی طولانی افسردگی، به خودکشی اقدام کرد. رنگ های تیره ی کارهای متاخرش ناشی از همین وضعیت نابسامان روحی او بود. از دنیا رفت و آثار بسیاری را بر جای گذاشت که در طول زندگی اش برای او موفقیت های هنری و تجاری فراوانی به همراه داشته بود.