در زبان ایتالیایی کیارو به معنی روشن و اسکورو تاریک است و  کیارو اسکورو نام نهاده شده بر سبکی در نقاشی رنسانس و باروک می باشد که خاستگاه و اوج آن ایتالیا است. در این سبک با زیاده روی در تاریک کردن قسمت هایی از تصویر و روشن کردن بیش از حد قسمت های دیگر، سعی در ایجاد و تشدید احساسات مخاطب شده است.

اغراق در روشنی روشنایی و تاریکی تاریکی!

دردوره سیطره رنسانس بر هنر اروپا، همچون سایر حوزه ها در نقاشی روش هاو تکنیک ها در جهت نمایش منطقی یک موضوع بوده اند. در این دوره بود که ابعاد موضوع به روش سیستماتیک بررسی می شد و در نهایت به کشف پرسپکتیو انجامید. در پی این ایده که بهترین روش نمایش نور با متضاد آن یعنی تاریکی اما در یک صحنه است، کیارو اسکورو در دوره رنسانس به دو دلیل عمده استفاده می شد:

1-     تاکید بر جلوترین موضوع صحنه: این موضوع که عموما یک شخص است اصلی ترین شخصیت نقاشی می باشد.

2-     حجم دادن به تصویر: با زیادی روشن کردن سطوح جلو و بیش از حد تاریک نمودن سطوح عقب، هنرمندان رنسانس به اشیا عمق می دادند واین تکنیک یکی از راه های سه بعدی کردن تصاویر در آن زمان بود.

کیارواسکورو و نقاشان رنسانس

از مشهور ترین هنرمندان دوره رنسانس که بدین ترتیب از کیارواسکورو یا تاریک و روشن استفاده نمود می توان به  لئوناردو داوینچی نقاش ایتالیایی اشاره کرد. هرچند استایل “اسفوماتو” در کارهای او بارز تر هستند. اما بطور عمومی “اسفوماتو” در صحنه آرایی و ترکیب بندی کلی اجزا بکار گرفته شده اما کیارواسکورو برای حجم دادن به صورت اشخاص و نمایش بعد ماهیچه ها.

در رنسانس هنرمندان از این روش به حد معتدل استفاده می کردند بطوری که گاهی مهم ترین تکنیک استفاده شده بشمار نمی آمده و اغراق در تیرگی یا روشنایی بسیار کم مشاهده می شود.

 

باروک Baroque

در گذر از رنسانس به باروک همانطور که ایدئولوژی و هدف آثار خلق شده تغییر کردند، تکنیک ها هم دستخوش دگرگونی شدند. کیارو اسکورو در این دوره دیگر حد معتدل نمیشناخت و برای اهداف علمی و تکنیکی در نقاشی ها به کار نمی رفت. 

در دوره باروک قسمت های روشن بیش از اندازه روشن و گاهی برافروخته بودند و قسمت های تیره کاملا مشکی شده بودند. این تضاد بیش از پیش اغراق شده در جهت فلسفه باروک بکار گرفته می شد: فریفته کردن انسان، احساساتی کردن او و تلقین یک ایدئولوژی بخصوص توسط برهم ریختن توازن بصری.

کاراواجو

کیارو اسکورو در این دوره از دوره رنسانس پر رنگ تر بوده و حتی نامی دیگر دارد: تنبریسم Tenebrism. این سبک در دوره باروک که نوبت جولان دادن تزئینات و زمان اغراق و شیفتگی بود به اوج خود رسید تا جایی که مشهور ترین آثار رده بندی شده در این سبک در دوره بارو و بخصوص توسط کاراواجو کشیده شده است.

کاراواجو

کاراواجو مشهور ترین نقاش سبک کیارو اسکورو است که در نقاشی هایش اغلب مردم عادی کوچه و بازار و فقر به نقاشی کشیده شده اند. اما او در دوره هایی نیز نقاشی درباری انجام داده و برخی از کارهایش نیز در توصیف و نقل یک صحنه مذهبی هستند.

 

مهترین متریال برای قسمت های روشن گواش سفید است و قسمت های تیره با آبرنگ یا گواش تیره نقاشی می شوند. تمامی آثار کیارو اسکورو در دو دسته قرار می گیرند:

  • وقتی که منبع نور درون تصویر قرار دارد و بیننده می بیند این مقدار نور خیر کننده متعلق به چه منبعی است. شمع و آتش بیشترین منبع استفاده شده و بدن حضرت مسیح از مهم ترین منابع نور قابل رویت درون قاب است.
  • گاهی منبع نور درون تصویر قرار ندارد و ما نمی دانیم این مقدار از نور از چه چیزی تابیده می شود.

در دو حالت بهترین زمان نشان دادن این تضاد شب است. لذا اکثر آثار نمایش یک واقعه در شب هستند که توسط بک منبع نور مصنوعی برافروخته شده است. بدین ترتیب تاریکی بیش از حد بک گراند توجیح پیدا می کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *