ژرژ سورا
نمایش احساسات عمیق در شکل محاسبات منطقی

ژرژ سورا در یک خانواده ی بسیار ثروتمند پاریسی متولد شد (سال 1859). پدرش یک عالیرتبه ی رسمی و  از خاندان شناخته شده فرانسه و مادرش یک پاریسی بود. در ابتدا تحصیل هنر را نزد یک مجسمه ساز فرانسوی به نام جاستین لوکیان، آغاز کرد و سپس در سال های 1878 و 1879 به تحصیل هنر در آکادمی هنرهای زیبای پاریس پرداخت و در آنجا شاگردی نمونه بود. از هجده سالگی به رونگاری از آثار نقاشان بزرگ پرداخت و پوسن را راهنمای خود قرار داد و بعدها رنگ شناسانی چون دلاکروا و امپرسیونیت ها نظر او را جلب کردند. در این زمان سورا به مطالعه ی دقیق نظریه های علمی رنگ و نور می پرداخت. بعد از یک سال خدمت در آکادمی ارتش فرانسه در سال 1880 به پاریس بازگشت. در ابتدا در یک کارگاه کوچک به همراه دو نفر از دوستانش مشغول به کار شد و سپس کارگاه نقاشی شخصی خودش را راه اندازی کرد. دو سال بعدی را صرف یادگیری و استادی در طراحی های سیاه و سفید کرد.

در سال 1883 او اولین نقاشی بزرگ خود را به نام آبتنی، خلق کرد و زمانی که انجمن نقاشان پاریس از ورود اثر او به نمایشگاه خودداری کردند او از اینگونه انجمن ها فاصله گرفت و بیشتر با هنرمندان مستقل پاریس همراه شد و اثرش را در سالن مستقلان به نمایش گذاشت. در سال 1884 او و هنرمندان دیگر انجمن هنرمندان مستقل را پایه گزاری کردند. اینگونه او با دوست هنرمند خود پل سینیاک آشنا شد.

ژرژ سورا، آبتنی

در تابستان سال 1884 سورا شروع به کار به روی شاهکار بزرگ نقاشی خود، بعدازظهر یکشنبه در جزیره ی گراند ژات کرد. کامل کردن این نقاشی که مردم را از طبقه های اجتماعی متفاوت در پارک نشان می دهد، دو سال به طول انجامید و با نمایش این اثر در هشتمین نمایشگاه امپرسیونیست ها، شیوه ی نئوامپرسیونیسم را پیش نهاد. این شیوه به نام اسلوب پوآنتونیستم (نقطه گذاری) به دلیل شکل دهی اثر بر اساس نقطه های رنگی و یا همچنین تکنیک دیویزیونیسم به دلیل عمل جداسازی رنگ ها و اشکال در اثر نیز شناخته می شود. از نظر او در کنار هم قرار دادن نقاط رنگی خالص و واگذار کردن وظیفه ی ترکیب رنگ ها به چشم ببیننده، بهترین حالت را برای شفافیت و دقت در اثر ایجاد می کند. هرچند استفاده از این تکنیک و ترکیب نکردن رنگ ها و سطح ها، خوانایی تصویر را مخدوش می کرد اما از آنجایی که سورا دارای ذهن بسیار منطقی بود، برای حل این مشکل نیز راه حلی پیشنهاد کرد. از نظر او با ساده کردن بیشتر فرم ها و عناصر تصویر می توان خوانایی از بین رفته در این تکنیک را بازگرداند. از همین تابلوی نقاشی پیش طرح های فراوانی به جا مانده است.

در پرده ی گراندژات، سورا پیش از کار اصلی مطالعه های فراوانی به روی ساختار تصویر و رنگ به انجام رسانید. او در این پیش طرح ها به تحلیل جنبه های مختلف فضای تصویر و روابط رنگی پرداخت. ساختار اثر منظم، هندسی و مبتنی بر نسبت طلایی می باشد. ترکیب بندی اثر به عناصر عمودی پیکره ها و درخت ها و همچنین عناصر افقی سایه ها و عناصر مورب استوار است. سورا با استفاده از این عناصر و تنظیم دقیق مناطق نور و سایه، کوشید تلفیقی میان کیفیت دوبعدی و جلوه ی سه بعدی تصویر ایجاد کند.

کاوش های سورا در زمینه ی شکل، رنگ و خط، بخشی از جستوجوی پیگیرانه ی او برای دستیابی به نظم تصویری بود. او به این نتیجه رسید که هر پرده ی نقاشی متشکل از ساختار منظی است که با ریتم، تعادل و تباین ها بنا شده است. روش هندسی تنظیم عناصر ساختاری در سنت نقاشی فرانسه از پوسن تا انگر سابقه داشته است ولی سورا آن را با صراحت و وضوح به کار گرفت. او از راه پژوهش در آثار استادان کلاسیک گرا مسایل فضای تصویری را حل کرد و با رجوع به دستاوردهای دلاکروا و امپرسیونیست ها، روش تعقلی خود را به قلمرو رنگ گسترش داد.

بعد ها در تابلوی نمایش کنار خیابان  Circus Sideshow (Parade de Cirque) عمق تصویری به طور کامل حذف شد و نقاشی خصلت دوبعدی به خود گرفت. این اثر یکی از شش اثر کامل ژرژسورا در طی دوران کاری کوتاه اما تاثیرگزار اوست. همچنین این نقاشی اولین کار سورا برای نمایش صحنه ی شب می باشد. در تصویر تعدادی از بازیگران سیرک در حال نمایش و دعوت مردم به داخل چادر نمایش سیرک خود هستند. این اثر علاقه ی سورا به چنین موضوعاتی را نمایش می دهد که برای آن همچون دیگر آثار قبل از شروع کار، پیش طرح ها و مطالعه هایی نیز به انجام رسانده بود.

ژرژ سورا نمایش کنار خیابان

 

 

تنها 5 سال بعد سورا به دلیل بیماری نامعلومی در گذشت و اثر آخر او با نام سیرک، ناتمام ماند.

ژرژ سورا سیرک

 گرایش خطی و تزئینی آثار متاخر ژرژ سورا را می توان مربوط به تاثیر جنبش آرت نوو و علاقه ی همیشگی اش به هنر پوستر، چاپ دستی و هنرهایی از این دست دانست.

سورا همچنین از نخستین هنرمندانی بود که سخن از نظریه ی بیان به پیش آورد که طبق این نظریه روابطی که بین رنگ ها و رنگ سایه ها در تصویر و همچنین روابطی که بین خطوط وجود دارد نه فقط اساس ترکیب بندی هستند، بلکه ساختار بیانی مبتنی بر آن را شکل می دهند مثل حس شادمانی که با ارجعیت دادن به روشنایی و رنگ های گرم و خطوط صعودی ایجاد می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *