رنه ماگریت، تجسم صریح از دنیای نفهمیدنی

نقاشی های من نمایش تصاویری هستند که هیچ چیز را پنهان نمی کنند، تداعی کننده ی رموز و اسراراند و زمانی که مخاطب با آنها مواجه می شود از خود یک سوال ساده می پرسد: این چه معنی می دهد؟  نقاشی های من هیچ معنای خاصی نمی دهند چرا که اسرار نیز معنای خاصی ندارند. آن ها ندانستنی هستند.  رنه ماگریت

رنه ماگریت معروف ترین هنرمند بلژیکی قرن بیستم است که به دلیل رویکرد ویژه ای که به سبک سورئالیسم داشت آثارش مورد توجه دنیای هنر قرار گرفته است. به سبب تامین مخارج زندگی، ماگریت سال های فراوانی را صرف کار در هنرهای تبلیغاتی و طراحی های کتاب کرد که بعدها عامل تاثیرگذاری در شکل گیری ظاهر آثاری شد که با اهداف هنری ایجاد می کرد. در اغلب آثار هنری ماگریت، تاثیر مختصری از شکل های تبلیغاتی آشکار است.

در حالی که سورئالیست های فرانسوی، در حال گذراندن زندگی های متظاهرانه و مجللی خود بودند، رنه مارگریت آرامش گمنامی زندگی متوسط خود را ترجیح می داد. زندگی ای که به شکل سمبلیک یک مرد کلاه دار در آثارش نمایان است.

رنه ماگریت در سال های پایانی عمرش به دلیل یک سری رویکردها همچون کشیدن چندین کپی از آثارش، مورد انتقاد هم دوره ای های خود قرار می گرفت. اما از زمان مرگ این هنرمند تا به امروز، شهرت و محبوبیتش تنها رو به گسترش است. هنرمندان هنر مفهومی، استفاده از نوشته داخل نقاشی هایش را تحسین می کنند و برخی نقاشان دهه ی 80، وجود کیچ های برانگیزنده ی آثار متاخرش را. (واژه کیچ در قلمرو هنر به معنای آثار تکراری، تقلیدی و قابل دسترس است)

ماگریت به رویکردی از هنر نظر داشت که از بسیاری گیجی ها و سردرگمی های آثار هنری مدرن معاصرش دوری می کرد. درحالی که سورئالیست های فرانسوی تکنیک های جدید را امتحان می کردند، ماگریت همچنان به شکل ساده و قاعده مند نقاشی برای انتقال مفاهیم ذهنی اش، وفادار بود. تکرار عامل مهمی در آثار ماگریت بود. نه تنها تکرار یک عنصر داخل کادر یک اثر بلکه تهیه ی چندین کپی از مهمترین آثارش توسط خود او، مصداق های توجه او به عامل تکرار هستند. مشخص نیست که علاقه ی او به این عامل از مشکلات روحی نشئت می گیرد (طبق نظریه ی فروید، تکرار نشانه ی آسیب روحی است.) و یا پیش زمینه ی کار در هنرهای تبلیغاتی او را بر این داشته که به این شکل به عقایل مدرن مبنی بر اصالت و یگانگی آثار هنری، اعتراض کند.

کیفیت تصویری آثار ماگریت نوعی تضاد قوی در خود دارد. هر یک از اشیا و عناصر اثر بسیار ساده و گویا تصویر شده اند ولی همین عناصر و ترکیب آن ها با هم و با محیط، برداشتی نا آشنا را برای مخاطب به همراه دارد. به نظر می رسد عناصر بر آنند که به مخاطب بگویند که هیچ چیزی را پنهان نمی کنند در حالی که بی نهایت عجیب و غریب و ناملموس هستند.

ماگریت شیفته ی ارتباط میان نشانه های تصویری و نوشتاری با یکدیگر بود. در بسیاری از آثار شناخته شده تر خود نیز برای بیان، هر دو نوع نشانه را به کار گرفته است. تصاویر حامل فضایی اسرار آمیزاند که ویژگی شاخص آثار سوررئال اوست و در ورای این فضا، جست و جویی برای سوءتفاهم های کلامی صورت گرفته است.

مرد با کلاه لبه داری که بارها در نقاشی های ماگریت ظاهر شده است، می تواند به عنوان سلف پرتره تفسیر شود. تصاویر همسرش ژرژت نیز در آثار او فراوان یافت می شود به همراه گوشه هایی از آپارتمان متواضعانه ی آن ها در بروکسل. در حالی که انتخاب این سوژه ها می تواند ثبت تصویری زندگی نامه ی هنرمند به شمار برود، به منبع الهام ساده و عادی هنرمند نیز اشاره دارد. گویا هنرمند در پی آن است که به مخاطب نشان دهد برای جست وجوی رموز و اسرار، لازم نیست خیلی از زندگی روزمره ی خود دور شود و می توان آن را همه جا حتی در معمول ترین اتفاق ها و مکان ها نیز پیدا کرد.

ژرژت ماگریت

زندگی نامه

رنه مارگریت بزرگترین فرزند یک خانواده ی نسبتا مرفه بود. پدرش در صنعت مبلمان و مادرش پیش از ازدواج، در کار ساخت و فروش کلاه بود. به گفته ی ماگریت، دو اتفاق مهم در کودکی او را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. یکی ملاقات یک نقاش در قبرستان که از نظر ماگریت آن زمان کارش به مثابه ی انجام معجزه می آمد و دیگری خودکشی مادر هنرمند است زمانی که او تنها چهارده سال داشت. بر اساس داستان های ساختگی، زمانی که جسد مادر از آب بیرون کشیده می شد ماگریت در محل حضور داشت و چهره ی مادرش با لباس سفیدی که به تن داشت، پوشیده شده بود. در حالی که ماگریت این داستان را ساخته ی ذهن پرستار دوران کودکی اش می داند، چهره های پوشیده شده با پارچه در بسیاری از آثار او نقش شده اند.

ماگریت در 17 سالگی یعنی در سال 1915 شروع به کشیدن نقاشی کرد و در سال بعد در آکادمی هنرهای زیبای بروکسل نام نویسی کرد. هرچند او فایده ی زیادی از کلاس ها نبرد ولی در آن جا با هنرمندان بسیاری، دوست صمیمی شد و آن ها او را با سبک هایی چون فوتوریسم و کوبیسم و پوریسم آشنا کردند. در سال 1921 برای انجام خدمت اجباری به ارتش ملحق شد و سال بعد به خانه بازگشت و با ژرژت برگر، دختری که از کودکی می شناخت ازدواج کرد. در یک کارخانه ی تولید کاغذ دیواری به عنوان طراح و نقشه کش مشغول به کار شد. این شغل را یک سال ادامه داد و پس از آن به عنوان یک طراح آزاد برای طراحی پوستر و تبلیغات مشغول به کار شد. بعد از یک قرار داد کاری، ماگریت قادر بود دوره ی کوتاهی را خارج از کار تبلیغات به آفرینش های هنری بپردازد. که این دوره تاثیرات زیادی بر فعالیت او داشت. در سال 1925 طی آشنایی با هنرمندان و آثار سورئال، به ایجاد آثاری با محتوای سورئال پرداخت. از سال 1927 تا سال 1930 رنه ماگریت در پاریس زندگی می کرد و ارتباط نزدیکی با انجمن آندره برتون یافت که متشکل بود از هنرمندانی چون ماکس ارنست و سالوادور دالی. رنه ماگریت در این زمان شروع به گنجاندن عناصر ارگانیک نامشخص در آثار خود کرد و کارهایش به سورئالیسم اصیل نزدیک تر شد. به تدریج جنبه ی تیره ی موضوعات کار هنرمندان سورئال هم دوره او باعث سرخوردگی او از کار دیگر سورئالیست ها شد. به احتمال بسیار ورود کلمات و نوشته ها به آثار ماگریت، در همین زمان اقامت در پاریس صورت گرفته است.

آثار رنه ماگریت بر روی جنبش های متعددی که پس از مرگ وی به وجود آمدند تاثیر گذار بود. جنبش های پاپ آرت، کانسپتوالیسم و نقاشی های دهه ی 80 قرن بیستم، از آثار او الهام گرفتند. تاکید بیشتر نقاشی های رنه ماگریت بر مفهوم و حالت تبلیغاتی گونه ی ظاهر آن ها و استفاده از اشیای روزمره که مرتبا در فضای تصویری آثار او تکرار می شوند همگی به عنوان عناصر الهام بخش و پیشرو سبک های بعد از او مورد ستایش قرار گرفتند. هنرمندان بزرگی همچون اندی وارهول او را به عنوان منبع الهام خود معرفی کرده اند.

این یک پیپ نیست

در این نقاشی رنگ و روغن، ناهماهنگی نوشته و تصویر به فاصله ی موجود بین کلمات و مفاهیم اشاره دارد. ماگریت در این ترکیب نوشته و تصویر، ذهن مخاطب را به سمت پرسش راجب به جمله و به خصوص کلمه ی پیپ، می کشاند. عنصر پیپ می تواند از کتاب به سمت معماری لوکوربوزیه الهام گرفته باشد و یا نوشته ی طنزی که بر دیوار یک گالری هنری، در خاطر ماگریت مانده بود: این ها آثار هنری نیستند! همین نقاشی بعدا موضوع کتاب میچل فوکالت گردید.

اشیای آشنا

در این تصویر، مخاطب با پنج مرد روبه رو می شود. و یا پنج حالت و زاویه از یک مرد که هر کدام با اشیای به ظاهر رندمی در ارتباطند. چهره های ملایم با لباس های تیره و خصوصیات و حالات نامشخص، ویژگی شناخته شده ی آثار ماگریت هستند. اشیای موجود در صحنه از چهره هایی که مستقیما به آن ها خیره شده اند، متفاوت تر و قابل توجه تر هستند. در چندین نقاشی کشیده شده قبل از این اثر، ماگریت از اشیای مختلف در کار استفاده کرده بود اما این نقاشی اولین کاری است که در آن اشیا، پهلو به پهلوی فیگورها قرار گرفته اند و در ارتباط با وضعیت ذهنی فیگورها تصویر شده اند. در این تفسیر، نقاشی، توجه بیشتر ماگریت را در این زمان به مقوله ی ناخودآگاه که مورد علاقه ی سورئالیست ها بود نمایش می دهد. طریقه ی قراردهی اشیا در صحنه، هنرمند را قادر ساخته که چهره های فیگورها را مسدود کند. رویکردی که در آثار متاخر ماگریت به کرات دیده شده است.

8 دیدگاه برای «رنه ماگریت، تجسم صریح از دنیای نفهمیدنی»

  1. دقیقا همونطور که توی متن هم خوندم ماگریت در آثارش از شکل ها و اشیا ساده ای استفاده کرده که انگار با هم یک ارتباط خاصی دارن و قصد دارند پیامی رو به مخاطب برسونن! اما از طرفی اینطور که در گفته های خود او پیدایست هیچ مفهومی رو القا نمیکنند!و من به عنوان مخاطب ،در برخورد با آثار رنه ماگریت ، نمیدونم چگونه برداشتی باید از آنها داشته باشم,,,

    1. خوب نظر منم همینه! دقیقا نمیدونم چه برداشتی داشته باشم فکر میکنم هدف هنرمند بیشتر همون القای حس وجود نفهمیدنی ها و راز و رمز در دنیایی که به آن عادت کردیم و همه چیز عادی شده و دیگه برامون عجیب و قابل و تعامل نیست باشه، یعنی اتاق من، روزمره ترین اتفاق ها، همه چیز هنوز به طور کامل درک نشده اند. هنوز همه جا میشه با باورنکردنی ها مواجه شد!

      1. بله همینطور میتونه باشه ممنون از پاسختون،کمک می‌کنه تا بهتر دیدنم رو تقویت کنم وبه اتفاقات روزمره دقت بیش‌تری داشته باشم!??

    2. کار های ماگریت درواقع خیلی مرموز عجیب به نظر میان و همین باعث میشه هرکسی مفهوم و برداشت متفاوتی از اثراش داشته باشه به نظر من شاید بی مفهومی یعنی همین که هدف خاصی رو دنبال نمیکنه و ذهن مخاطبارو باز میذاره تا هرطور که دوست دارن برداشت کنن.

      1. دقیقا و به نظر من همین مرموز بودن بی مفهومی اتفاقیه که ما هر روز و در زندگی به نظر عادی خودمون باهاش مواجه میشیم و از نگاه هنرمندانی مثل ماگریت دور نمونده و موضوع آفرینش های هنری اش شده.

  2. رنه ماگریت اینکه تواکثرکاراش تنهاییشونشون میده انگارکه یه درکی ازآدمای اطرافش پیداکرده که تنهاییشوترجیح میده واینکه اشیاروتوبعضی ازکاراش بارنگای شادوتویه فضای دوس داشتنیوخاص گذاشته شایدوجوداوناروبهترازوجودآدمای دورش حس کرده???

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *