چه چیزی تصویرسازی را از هنر جدا می کند؟ برای بیشتر تصویرسازان جوان، جواب بسیار پیچیده است.

به گفته ی سام کلدا (Sam Kalda)، تصویرساز ساکن بروکلین:

من فکر نمی کنم فاصله ی زیادی بین هنر و تصویرسازی وجود داشته باشد، مرز بین فعالیت های مختلف هنری روز به روز، محو تر می شود.

یا در گفته ای مشابه از اولیمپیا زاگنولی (Olimpia Zagnoli) تصویرساز ساکن میلان:

من واقعا مشتاق به برچسب زدن های متفاوت به فعالیت های هنری ام نیستم. تنها به انجام کار خوب و پیگیری و رشد کنجکاوی به مسائل گوناگون علاقه مندم.

به شکل سنتی، تصویرسازی طراحی هایی است برای اهدافی چون رسانه و یا تبلیغات. ولی با گذر زمان، همچون دیگر حیطه ها، معنا وکاربردی فراتر از طرح های دستی و انتشارات چاپی یافته است. تصویرسازان معاصر به شکل قابل توجهی از ابزارها و تکنیک های اجرا و پروژه های بسیار متنوع تری برای دستیابی به اهداف خود استفاده می کنند. در این راستا، درحالی که برخی همچنان طرفدار ابزارهای سنتی همچون کاغذ و قلم هستند، برخی دیگر از امکانات جدید دیجیتالی و نرم افزارهای بیشماری که هر روز وارد بازار می شود، بهره می جویند.

در ادامه به معرفی تصویر ساز جوانی خواهیم پرداخت که در حال شکل دادن آینده ی رسانه های جدید تصویرسازی به شکل های گوناگون هستند; از طراحی های وسواس گونه ازگربه ها گرفته تا پرتره ای طعنه آمیز از دونالد ترامپ.

تامی اوم (Tomi Um)

چگونه می توان نسل جوان را ترغیب به خرید تخت خواب از اینترنت کرد؟

خوب در این زمینه باید کارهای یک تصویرساز کره ای ساکن بروکلین را در نظر داشت که کارهای تبلیغاتی اش برای تشک طبی های کاسپیر، از سال 2015 تا کنون مورد توجه شهروندان است. طرح های جذاب و بامزه ی او دربرگیرنده ی همه ی خصوصیات موجودات مختلف از خون آشام ها و کوالاها گرفته تا آدم های عشق کتاب و حتی باب راس لذت نقاشی همه را به روی تشک های این شرکت به تصویر کشیده است.

 

اوم درواقع برای ادامه ی تحصیل در مقطع کارشناسی به نیویورک آمد ولی خیلی زود حال و هوای شهر خلاقیتی مداوم در او برانگیخت.

من تماشا کردن مردم را دوست دارم. می خواهم حالت ها و رفتارهای آن ها را بررسی کنم. می خاهم بدانم مردم چگونه زندگی را می گذرانند.

تاثیر چنین تفریحی بر روی تمامی آثار تامی مشخص است و باعث شده این تصاویر جنبه های مختلفی را از فضای یک شهر فوق العاده شلوغ، همچون هرج و مرج، انرژی و گوناگونی را ثبت کنند.

تامی همچنین با انتشارات بسیاری همکاری دارد و به تازگی مشغول انجام پروژه های نقاشی دیواری و تصویرسازی کتاب کودکان می باشد.

اخیرا در پروژه ای برای یک برند تولید لوازم اصلاح آقایان، تامی تصویری هوایی از شهر کشیده است که پر از آقایانی است که صورت های کفی (برای اصلاح) دارند و و درحال انجام کارهای مختلف دویدن، دوچرخه سواری، راهنمایی ترافیک، به گردش بردن سگ هایشان و یا آتش بازی هستند.

دانیل زندر (Daniel Zender)

نقاشی ها و تصویرسازی های دانیل همراه است با صحنه های دراماتیک سینمایی: چشم هایی پشت صحنه ی پر از دود و یا درخشش شعله هایی خروشان بر چهره ای در حال فریاد کشیدن. و اصلا هیچ جای تعجبی برای اینکه منبع الهام این هنرمند ساکن بروکلین، فیلم های سینمایی می باشد، وجود ندارد. او می گوید:

من همیشه عاشق فیلم های سینمایی بودم! به خصوص فیم های ژانر وحشت! و بسیاری از انتخاب های من برای نورپردازی و ایجاد حس و حال در صحنه های تصویرسازی هایم از این علاقه ناشی می شود.

 و به خصوص فیلم ساسپیریا سال 1977 تاثیر بسیاری بر این هنرمند گذاشت و باعث شد زندر بیشتر از رنگ های زننده و با اشباح بالا برای ایجاد حس و حال ترس در کارهایش استفاده کند.

توانایی او در ثبت بی نظیر وحشت و ناامیدی، سفارش های زیادی را برای او به همراه داشته است. در یک سفارش برای ال ای تایمز تحت عنوان چگونه جلوی شلیک های سرسرانه ی پلیس را بگیریم، جستوجویی به روی تاثیرات آموزه های نظامی بر کم شدن میزان شلیک های غیر لازم پلیس انجام شده بود که دانیل تصویرسازی های آن را به عهده داشت.

در پروژه ای مشابه برای نیویورک تایمز با نام دست ها بالا، وقت نمایش است، به بررسی پیرامون این قضیه پرداخته شده بود که چطور نیروی پلیس تحت تاثیر خشونت های نمایش داده شده در فیلم ها و سریال ها، عمل می کند. در این تصویرسازی، او یک تیم ضربتی مسلح را نمایش داده است که مانند یک ابر سیاه شوم کنار یکدیگر قرار گرفته اند.

در کنار کار تصویر سازی زندر به نقاشی هم می پردازد و مکان انجام این دو فعالیت را جدا در نظر گرفته است. در خانه تصویرسازی می کند و در کارگاه نقاشی اش، به نقاشی می پردازد.

کارهای تصویرسازی من مدام از یافته های کوچکم در کارگاه نقاشی، بهره می برد. مانند راه حل هایی که برای اجرای بافت پیدا می کنم. و همچنین در مورد نقاشی هایم نیز همیشه به دفترچه ی طراحی هایم مراجعه می کنم تا ببینم چطور می توانم تکه ها و قسمت هایی از تصویرسازی هایم را در هنرم بگنجانم.

کریستینا دورا (Cristina Daura)

تصویر سازی های این هنرمند شبیه حکایت های اخطار آمیز معاصری است که در قاب هایی از رنگ های بسیار اشباح شده خودنمایی می کند. به عنوان نمونه به یکی از کارهایی که دورا برای یک کافه در بارسلونا انجام داد توجه کنید: یک شکلک لبخند درحال ذوب شدن چهره ی دختری از وسط پوشانده است و در پایین تصویر دو دختر با اسب هایی که چشم هایشان بسته شده در حال بازی چوگان هستند و چوب های آن ها در حال شعله ور شدن است.

تمامی تصویرهایی که کریستینا کشیده است حال و هوای اینچنین کابوس مانند ندارند اما بیشتر آثارش به گونه ای  سورئال می باشد.

در یکی دیگر از کارهای او با نام گربه ها و گیاهان، گیاهان و گربه ها و یک آتشفشان، یک گربه که یکی از المان های ثابت آثار دورا است یک سرخس در دهان خود نگاه داشته است. کنار او یک دختر است که چهره اش با یک گیاه انسان مانند با چهره ی شکلک لبخند، پوشانده شده است. پشت سر آن ها یک آتش فشان در حال فوران و یا شکفتن یک گیاه لوتوس است.

 

نگاه برجسته و دربردارنده ی طنز تلخ کریستینا باعث جلب نظر بسیاری از مشتریان برای همکاری با او شده است. از فستیوال موزیک محلی در بارسلونا گرفته تا انواع انتشارات و سازمان های اطلاع رسانی درباره ی ایدز. همچنین دورا همکاری هایی نیز با مطبوعات مطرح جهانی همچون نیویورک تایمز و نیویورکر داشته و برای آن ها سفارش هایی را به انجام رسانده است.

منبع: artsy.net

رفتن به نوارابزار